بسم الله/

می گفت هنوز قوم او نیامده اند که او نگران زمزمه می کند: "اُمّتی... اُمّتی..."؛ هنوز محشر به پا نشده که نگران می رود محضر خدا و می گوید: "امتم... امتم..."
می گفت از او بعید نیست. آخر رنج کشیدن شما را نمی تواند ببیند. زجر کشیدنتان را نمی تواند تحمل کند. نسبت به یکی یکیِ شما حریص است... [۱]

.::.

می گفت خدا خاطرش را خیلی می خواهد. خیلی بیشتر از همه ی همه ی همه. اصلاً همین "امّتی... امّتی..." گفتنش، خدا را خاطرخواهش کرده. می گفت خاطرخواهی خدا آن جا و آن روز خیلی به کار می آید. خاطرش آن قدر خواستنی است که خدا شروع می کند به بخشیدن امّتش. آن قدر به خاطر او می بخشد تا او راضی شود... [۲]

می گفت خوش به حالتان که پیامبرتان نوح (ع) نیست؛ ابراهیم (ع) نیست؛ موسی (ع) نیست؛ عیسی (ع) نیست...
خوش به حالتان که پیامبرتان محمد (ص) است.


+ می دانید یک آدمِ حریص کِی راضی می شود؟

.::.

[۱] عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ؛ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ... 
رنج های شما بر او سخت است؛ بر [هدایت] شما حریص است...
(مبارکه توبه؛ شریفه صد و بیست و هشتم)

[۲] وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَی‌...
به زودی پروردگارت [آنقدر] به تو عطا خواهد کرد که راضى شوی!
(مبارکه ضحی؛ شریفه پنجم)